پرتو مدیا | توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در کنار افزایش بهرهوری نیروگاههای حرارتی و مدیریت مصرف، به یکی از محورهای اصلی صنعت برق برای کاهش ناترازی تولید و مصرف تبدیل شده است. بر اساس برنامه هفتم توسعه، دولت موظف است ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر کشور را تا پایان برنامه به ۱۲ هزار مگاوات برساند؛ هدفی که با توجه به رشد سریع ظرفیت خورشیدی و بادی طی دو سال اخیر، نقش این منابع را در تأمین برق کشور پررنگتر خواهد کرد.
جعفر محمدنژاد سیگارودی، مدیرکل دفتر ریاست، روابط عمومی و امور بینالملل سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق، با اشاره به روند توسعه این بخش اعلام کرد سهم انرژیهای تجدیدپذیر از سبد تأمین برق کشور که حدود دو سال و نیم قبل کمتر از یک درصد بود، اکنون به بیش از ۶ درصد رسیده است. همچنین ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر از حدود هزار و ۲۰۰ مگاوات در دو سال گذشته به حدود ۶ هزار مگاوات افزایش یافته است.
به گفته این مقام مسئول، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر به تنهایی نمیتواند در کوتاهمدت تمام ناترازی برق کشور را برطرف کند، اما میتواند بخش قابلتوجهی از کمبود موجود را جبران کند. برای رسیدن به تراز مثبت برق، علاوه بر گسترش ظرفیتهای خورشیدی و بادی، افزایش بازده نیروگاههای فسیلی و اصلاح الگوی مصرف نیز باید بهصورت همزمان دنبال شود. هماهنگی بیشتر میان بخشهای مختلف صنعت برق، ساتبا و مجموعههای فعال در حوزه بهرهوری انرژی نیز از دیگر الزامات این مسیر عنوان شده است.
ظرفیت طبیعی ایران نیز یکی از مزیتهای اصلی توسعه تجدیدپذیرها محسوب میشود. ایران بهطور متوسط حدود ۳۰۰ روز آفتابی در سال دارد و تقریباً تمام استانهای کشور از ظرفیتهایی برای احداث نیروگاههای خورشیدی یا بادی برخوردار هستند. در حال حاضر نیز نیروگاههای تجدیدپذیر بهصورت پراکنده در استانهای مختلف کشور ایجاد شدهاند و امکان تولید برق در نزدیکی محل مصرف، یکی از مزیتهای مهم این نوع نیروگاهها به شمار میرود.
در کنار افزایش تولید، مدیریت مصرف همچنان یکی از بخشهای تعیینکننده برای کاهش ناترازی است. بر اساس اعلام ساتبا، الگوی مصرف انرژی در بخشهای صنعتی، اداری، تجاری و خانگی همچنان با استانداردهای مطلوب فاصله دارد. به همین دلیل، افزایش تولید برق بدون اصلاح مصرف نمیتواند به تنهایی تعادل پایدار میان عرضه و تقاضا ایجاد کند. افزایش بهرهوری نیروگاههای حرارتی نیز میتواند باعث شود با مصرف مقدار مشابه سوخت، برق بیشتری وارد شبکه شود.
از سوی دیگر، هزینههای بهرهبرداری و نگهداری پایینتر نیروگاههای خورشیدی نسبت به نیروگاههای فسیلی، یکی از عوامل افزایش جذابیت این بخش برای سرمایهگذاران است. نیروگاههای خورشیدی قطعات متحرک کمتری دارند و برخلاف نیروگاههای حرارتی به مصرف مستمر سوخت و آب و تعمیرات اساسی دورهای مشابه نیاز ندارند. بر اساس اعلام ساتبا، یک نیروگاه خورشیدی پنج کیلوواتی پشتبامی در صورت استفاده از تجهیزات استاندارد میتواند تا ۲۵ سال قابلیت تولید برق داشته باشد.
برای حمایت از توسعه نیروگاههای کوچک نیز سازوکار خرید تضمینی برق تا مدت ۲۵ سال در نظر گرفته شده است. در ظرفیتهای بزرگتر، تولیدکنندگان امکان عرضه برق در تابلوی سبز بورس انرژی را دارند و نیروگاههای کوچکمقیاس نیز میتوانند برق مازاد خود را به شبکه تزریق و از طریق قراردادهای خرید تضمینی یا سازوکارهای بازار برق عرضه کنند. وجود تقاضای مستمر برای برق و تکالیف قانونی برخی صنایع برای تأمین بخشی از انرژی مصرفی خود از منابع تجدیدپذیر نیز میتواند بازار مطمئنتری برای سرمایهگذاری در این بخش ایجاد کند.
مجموع این شرایط نشان میدهد تجدیدپذیرها به یکی از ابزارهای مهم کاهش ناترازی برق در کوتاهمدت تبدیل شدهاند، اما رسیدن به تعادل پایدار در صنعت برق به مجموعهای از اقدامات همزمان شامل توسعه تولید پاک، افزایش راندمان نیروگاههای موجود و اصلاح الگوی مصرف نیاز دارد. گسترش نیروگاههای پراکنده و احداث آنها در نزدیکی مراکز مصرف نیز میتواند بخشی از نیاز به انتقال طولانیمدت برق را کاهش داده و فشار بر شبکه را کمتر کند.


