پرتو مدیا | رشد خیرهکننده هوش مصنوعی حالا غولهای فناوری را با یک چالش بزرگتر از قدرت پردازش روبهرو کرده است؛ تأمین برق. گوگل برای توسعه مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی به دنبال منابعی است که بتوانند بدون وقفه و در تمام ساعات شبانهروز انرژی مورد نیاز سرورها را تأمین کنند و همین نیاز، برق هستهای را به یکی از گزینههای جدی این شرکت تبدیل کرده است.
همین رشد مصرف برق باعث شده است شرکتهایی مانند گوگل دیگر صرفاً بازیگران حوزه نرمافزار و اینترنت نباشند. توسعه هوش مصنوعی، پردازش ابری و مراکز داده، شرکتهای بزرگ فناوری را به یکی از مهمترین مصرفکنندگان و خریداران انرژی در جهان تبدیل کرده است و تأمین پایدار برق حالا به بخشی از راهبرد توسعه آنها تبدیل شده است.
گوگل در همین چارچوب، سرمایهگذاری گستردهای در فنلاند برای توسعه زیرساختهای مراکز داده و هوش مصنوعی دنبال میکند. افزایش ظرفیت این مراکز به منابع انرژی مطمئن و قراردادهای بلندمدت برق نیاز دارد؛ زیرا توقف یا نوسان در تأمین انرژی میتواند عملکرد زیرساختهای عظیم پردازشی را مختل کند.
برق هستهای در این میان یک مزیت کلیدی برای دیتاسنترها دارد؛ برخلاف منابعی مانند انرژی خورشیدی و بادی، تولید برق در نیروگاههای هستهای مستقیماً به تابش خورشید یا شرایط وزش باد وابسته نیست و میتواند به شکل مستمر و شبانهروزی انرژی تولید کند. برای مراکز دادهای که باید ۲۴ ساعته فعال باشند، چنین ویژگیای اهمیت بالایی دارد.
نیاز به برق پایدار زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مقیاس پردازشهای هوش مصنوعی افزایش یابد. آموزش و اجرای مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی به مجموعه بزرگی از پردازندههای تخصصی نیاز دارد و هرچه تعداد کاربران و حجم پردازش بیشتر شود، مصرف انرژی نیز افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، شرکتهای فناوری ناچارند در کنار توسعه تراشهها و الگوریتمها، برای تأمین انرژی زیرساختهای خود نیز برنامهریزی بلندمدت داشته باشند.
فنلاند نیز از چند جهت به مقصد جذابی برای توسعه مراکز داده تبدیل شده است. یکی از مهمترین مزیتهای این کشور، آبوهوای نسبتاً سرد آن است. دمای پایینتر محیط میتواند نیاز به انرژی برای خنکسازی تجهیزات را کاهش دهد و در نتیجه بخشی از هزینه عملیاتی مراکز داده را کنترل کند.
این تحول نشان میدهد رقابت جهانی در حوزه هوش مصنوعی دیگر تنها به مدلهای پیشرفتهتر، تراشههای سریعتر یا سرمایهگذاریهای میلیاردی محدود نیست؛ زیرساخت انرژی نیز به بخش تازهای از این رقابت تبدیل شده است. کشورها و شهرهایی که بتوانند برق فراوان، مطمئن و با قیمت رقابتی در اختیار شرکتهای فناوری قرار دهند، شانس بیشتری برای جذب سرمایهگذاری در حوزه دیتاسنترها خواهند داشت.
این روند حتی میتواند در سالهای آینده بر سیاستگذاری انرژی کشورها اثر بگذارد. پروژههای بزرگ تولید برق که پیشتر عمدتاً با هدف تأمین نیاز خانوارها و صنایع سنتی تعریف میشدند، اکنون ممکن است با تقاضای عظیم مراکز داده و شرکتهای فناوری توجیه اقتصادی تازهای پیدا کنند.
ورود شرکتهای فناوری به بازار انرژی، رابطه میان صنعت برق و اقتصاد دیجیتال را نیز عمیقتر کرده است. اگر در گذشته دسترسی به اینترنت پرسرعت و شبکه ارتباطی پیشرفته یکی از معیارهای اصلی انتخاب محل احداث دیتاسنترها بود، اکنون ظرفیت شبکه برق، پایداری تأمین انرژی و هزینه تولید برق نیز به عوامل تعیینکننده تبدیل شدهاند.
در مجموع، حرکت گوگل به سمت استفاده از منابع پایدار و قابل اتکایی مانند برق هستهای نشان میدهد که آینده هوش مصنوعی فقط در مراکز تحقیقاتی و کارخانههای تولید تراشه رقم نمیخورد؛ نیروگاهها و شبکههای برق نیز به بخشی جداییناپذیر از این رقابت تبدیل شدهاند. با افزایش سریع مصرف انرژی مراکز داده، برنده بعدی رقابت هوش مصنوعی ممکن است شرکتی باشد که علاوه بر مدل قدرتمندتر، دسترسی مطمئنتری به برق ارزان و شبانهروزی داشته باشد.


